النا و الیکاالنا و الیکا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

الناوالیکاهدیه های خداوند

بدون عنوان

اولین باری که با هم رفتیم زیارت امام رضا،النا خیلی دوست داشت وقتی می خواستیم برگردیم، می گفت مامان بمونیم همینجا با هم می رفتین مُهر بر می داشتین می چیدین روی هم،بدو بدو می کردین ،بعد با بابا رفتیم زیارت و یه عالمه دعا کردیم که خدا دختر های ما رو همیشه سالم و شاد نگه داره ...
22 آبان 1391

بدون عنوان

توی راه که می رفتیم مشهد یه عالمه مزرعه ی زعفران دیدیم  وایسادیم النا و الیکا دویدن رفتن کنار مزرعه ...
22 آبان 1391

بدون عنوان

الاکلنگ و تیشه النا برنده میشه ا لاکلنگ و تیشه آب می زنه به ریشه (این شعر های خلاقانه ی شما هست) ...
17 آبان 1391

بدون عنوان

این اسب با وفاتون هست که بعضی وقتا موتور میشه سوارش میشین بعضی وقتا هم ماشینتون هست ...
17 آبان 1391

کتاب

قربون شما برم که عاشق کتاب خوندن هستین الیکا رفته تو کتاب همه ی کتاب رو از حفظ می خونین این کتابهایی هست که هر روز با هم میخونیم   ...
15 مرداد 1391

دریا

الیکا خانوم با اون چوبهایی که همیشه هر جا میریم میگیره دستش النا یه عالمه سنگ انداخت تو آب ...
15 مرداد 1391